Headlines
Loading...






روزي يك شل در زيارت دعا ميكرد كه خداوند برايش شفا را نصيب كند كه نا ًكهان زني أمد و إز خداوند اولاد ميخواست شل وارخطا شد و ًكفت همشيره اينجا بخش اورتوبيدي است نسايي ولادي در ان زيارت ديًكر است

****************



یک دختر مقبول در ایستگاه موتر ایستاد بود . یک بچه گفت ! مهتاب خو از طرف شب میبراید. امروز در روز چطور برآمده؟ دختر هم حاظر جواب بود گفت! شغال هم از طرف شب غو میزنه امروز در روز چطور که غو زده
  

****************



دو تا لوده باهم جنگ کردند رفتند پیش قاضی یکیش گفت: قاضی صاحب مثال تو خرمن باشی رفته شفتل این آدم را بخوری گناه من چیست؟ دومی گفت: قاضی صاحب تو گو بخوری که شفتل مره بخوری. هه ه هه ه هه


******************



یک بچه خانه دوست دخترخود میره وقتی که دخترپشت چای میره بچه ازمبائل خودده مبائل دختر زنگ میزنه میگه باش مره به چه نام ثبت کده وقتی زنگ میزنه نامش میایه مرغ چهارم.
  

http://facebook.com/jokes.uz