Headlines
Loading...
  بدان که هر کسی صحبت و دوستی را نشاید؛ بلکه باید که صحبت با کسی دارند که در وی سه خصلت بود: اول آنکه عاقل بود، که در صحبت احمق و نادان هیچ فایده نبود و به آخر به وحشت کشد، که نادان آن وقت که میخواهد که با تو نیکویی کند، باشد که کاری کند بنادانی که زیان تو در آن بود و نداند. دوم آنکه نیکو خـُلق بود، که از بد خو سلامت نبود؛ چون آن خوی بد وی بجنبد حق ترا فرو نهد و باک ندارد. سوم آنکه بصلاح بود که هر که بر معصیت مُصرّ بود، از خدای نترسد، و هر که از خدای نترسد بروی اعتماد نبود.
            یکی از بزرگان گوید که: از صحبت پنج کس حذر کن! یکی دروغ زن که همیشه با او در غرور باشی. دیگر احمق که آن وقت که سود تو خواهد زیان کند و نداند. سوم بخیل که در بهترین وقتی از تو ببرد. چهارم بد دل که به وقت حاجت ترا ضایع گذارد. پنجم آز پیشه که ترا به اندک چیزی بفروشد.
            وباید که غرض از صحبت بشناسی؛ اگر مقصود اُنس است خـُلق نیکو طلب کنی؛ و اگر مقصود، دانش و دین است، علم و پرهیزگاری طلب کنی؛ و اگر مقصود دنیاست، سخاوت و کرم طلب کنی. و بدان که خَلق از سه جنس اند: بعضی چون غدایند که از آن گریز نبود، و بعضی چون دارو که در بعض احوال به ایشان نیاز افتد و بس، و بعضی چون علّت اند که به هیچ وقت به ایشان حاجت نبود، لیکن مردم به ایشان مبتلا شوند، و مدارا باید کرد تا برهند. و در جمله صحبت با کسی باید کرد که او را از تو فایده ای بود یا ترا از وی.