یکنفر
درحالت مرگ به پسرش میگه : بعد از مرگم به همه بگو که پدرم ایدز داشت.
پسرش می پرسد : چرا ؟
پدرش میگه : بخاطریکه ده او صورت بعد از مه کسی به سراغ مادرت نمیایه.
پسرش می پرسد : چرا ؟
پدرش میگه : بخاطریکه ده او صورت بعد از مه کسی به سراغ مادرت نمیایه.
********** افغان وبلاگ **********
یک
نفر که خود را فیلسوف فکر میکرد از خانم خود پرسان کرد که عزیزم راست بگو تا حالا
چند نفر در بستر همرایت خواب کردن زن جواب میدهد که عزیزم غیر از تو هیچ کس چون تو
تنها کسی هستی که در پهلویم خواب میکنی ولی دیگران تا صبح بیدار استند .
********** افغان وبلاگ **********
مییگن
زن یکنفر گم شده بود. پس از تپ و تلاش و جستجوی فراوان بالاخره با برادرش به دفتر
پولیس مراجعه کردند.
پولیس گفت : شما تمام مشخصات خانم تانرا بدهید ما از همین اکنون بصورت عاجل به دریافت آن اقدام میکنیم.
شوهر خانم گم شده گفت : قد متوسط ، چشمان پیاله پیاله ، ابروها کمان کمان ، لبان گوشتی ، مو ها قلاج قلاج ، کمر باریک ، سینه های برجسته ، اندام مناسب یعنی چاغک و کلوله گک ، چهره جذاب ، رنگ جلد سبزه روشن ...
برادرش آهسته به گوشش گفت : اوبیادر ! از برای خدا چرا دروغ میگی او قاغ روده خلیسی ره کتی ازو چشم های لق لق ، ابرو گک های تار تار ، دان کشاد و لب های انتیک که ازلاغری می مُرد و تمام قبرغه هایش ده روی سینه و شکمش مالوم میشد ایقه زود فراموش کدی ؟
شوهر گمشده آه پُر سوزی از دل بیرون کشیده گفت : او بیادر چی بخیلی داری . دلک مام داغ داغ اس بان دیگه حالی مامور صاحب اگه پیدا میکنه خو یک چیزی صحیح ره پیدا کنه که هوس و ارمانم برایه.
پولیس گفت : شما تمام مشخصات خانم تانرا بدهید ما از همین اکنون بصورت عاجل به دریافت آن اقدام میکنیم.
شوهر خانم گم شده گفت : قد متوسط ، چشمان پیاله پیاله ، ابروها کمان کمان ، لبان گوشتی ، مو ها قلاج قلاج ، کمر باریک ، سینه های برجسته ، اندام مناسب یعنی چاغک و کلوله گک ، چهره جذاب ، رنگ جلد سبزه روشن ...
برادرش آهسته به گوشش گفت : اوبیادر ! از برای خدا چرا دروغ میگی او قاغ روده خلیسی ره کتی ازو چشم های لق لق ، ابرو گک های تار تار ، دان کشاد و لب های انتیک که ازلاغری می مُرد و تمام قبرغه هایش ده روی سینه و شکمش مالوم میشد ایقه زود فراموش کدی ؟
شوهر گمشده آه پُر سوزی از دل بیرون کشیده گفت : او بیادر چی بخیلی داری . دلک مام داغ داغ اس بان دیگه حالی مامور صاحب اگه پیدا میکنه خو یک چیزی صحیح ره پیدا کنه که هوس و ارمانم برایه.
********** افغان وبلاگ **********
روزی
يک مرد موهای خود را رنگ ميکرد. زنش برايش گفت:
اگر موهايت را بخاطر من رنگ ميکنی خو زورت برای من معلوم است و اگر برای ديگران (زنان) رنگ ميکنی با من چی کردی که با ديگران کنی.
اگر موهايت را بخاطر من رنگ ميکنی خو زورت برای من معلوم است و اگر برای ديگران (زنان) رنگ ميکنی با من چی کردی که با ديگران کنی.
********** افغان وبلاگ **********
یک
برادر ورده کی سفر دا شت در طیاره و در سیت پهلوی وی یک کاکا گگ پیر بود. خلاصه سر صحبت میایند و با هم رفيق
ميشن. و در نیمه راه، خدمه طیاره ازکاکا گگ پير پرسان میکند پدر جان شما شكلات ميل
داريد؟ کاکا گگ پير ميگه: نه تشکر من بواسير دارم. خدمه از ورده کی پير پرسان
میکند شما چي؟ میگه پلن (فعلا) ما خو حوقه اشتیا نداریم باز از پیش رفیقم یکمه
بواسير میگرم


