***********
***********
یک
بچه و دختر در پارک نشسته بودند و یک نفر هم گپ های شان را گوش میکرد یک نفر تیر
شد که بروت هایش بالا بود دختر از بچه گفت این نفر چه رقم ادم است ؟
بچه گفت این نفر بچه باز است.
باز یک نفر تیر شد که بروت هایش پایین و پام بود دختر گفت این چه رقم نفر است
بچهگفت این نفر دختر باز است.
نفر که گپ های شان را شنید یکبروت خود را پاین ماند و یک بروت دیگر خود را بالا و ازپیش دختر و بچه تیر شد . دختر گفت این چه قسم نفر است؟
بچه گفت این نفر کونی است.
بچه گفت این نفر بچه باز است.
باز یک نفر تیر شد که بروت هایش پایین و پام بود دختر گفت این چه رقم نفر است
بچهگفت این نفر دختر باز است.
نفر که گپ های شان را شنید یکبروت خود را پاین ماند و یک بروت دیگر خود را بالا و ازپیش دختر و بچه تیر شد . دختر گفت این چه قسم نفر است؟
بچه گفت این نفر کونی است.
***********
***********
از
يک خانم دهاتی پرسيدند فرق بين شوهر تو و شوهر بی بی هوا چيست ، خانم بی درنگ گفت
هيچ فقط شوهر بی بی هوا آدم است و از مه نی.
***********
***********
یک
فیلسوف افغانی با خانم ژورنالیست خود که در اروپا مهاجر شده بود و در محفلهای
افغان ها
می گفتد که ما باید کلمات خارجی را در زبان دری
یا فارسی خود استفاده نکنیم.
سوال کردند که مثل کدام کلمات؟
گفت( سلفون، تیلفون، موباییل)
گفتند پس چی بگوییم؟
گفت:(
آلت نماسلی.
می گفتد که ما باید کلمات خارجی را در زبان دری
یا فارسی خود استفاده نکنیم.
سوال کردند که مثل کدام کلمات؟
گفت( سلفون، تیلفون، موباییل)
گفتند پس چی بگوییم؟
گفت:(
آلت نماسلی.


